♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گر گرفته شهريور از شراب تاكستان نوش جان تابستان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مرثیه خوان دل دیوانه خویشم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو میتوانی نیایی، ولی من نمیتوانم ، منتظرت نباشم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه میسنجی مرا وقتی تمام پنجره ها به روی من بسته است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در دستان نارنجی پاییز مغلوب خزان شده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يه وقــــتایی که دلت گـرفته ؛ بغض داری ، آروم نـیستی ! دلت بـــراش تـنگ شده .... حـوصله ی هـیـچـکسو نـداری ! به یــاد لحظه ای بیفت کـه : اون هــمه ی بی قـراری هــای تـو رو دیـــد؛ امــا .... چـشمـاشـو بست و رفــت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درخت دلتنگ تبر شد .. وقتی پرنده ها سیم های برق را به شاخه هاى درخت ترجیح دادند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه قدر آدمهایی که دوستتان دارند را؛ بیشتر از چیزهایی که دوستشان دارید بدانید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر وقت احساس کردی در اوج قدرتی به حباب فکر کن
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .