♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشتیاق چشمهایم را تماشا کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید این تنهایی درفراسوی زمان حسرت عشق تو باشد, شاید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تنهایی گریزی نیست...بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند...نمیخواهم کسی شال گردن اضافی اش رادور گردن آدم برفی احساسم بیندازد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یکی بیاد یدونه محکم بزنه تو سر من بگه برو بخواب دیووووووووونه.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مریض ام مریض ِ چیدن ِسیبی سرخ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام شاعرانگی ام را اشک اشک اشک باران شست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذهن من سوی پریشانی خاطری میزند بال که شکسته های پر را بیش از احساس پرواز معنا میکند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبها شبهای با رانیست.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .