♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیدونم اوضاع بهتر میشه یا بدتر اما ای کــــــــــــــــــاش دنیــــــــــــــــــــــــــــــــا منـــــــــــــــــــــــــــــــو یادش بـــــــــــــــــــــره
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا خانه ایست که چند قدمی بیشتر نمیتوانم ازآن دور شوم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شیشه ی نگاهت عجب شکستنی بود که حتی لحظه ای تاب نیاورد سنگینی سکوت نگاهم را..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبهایم در هجوم سکوتیست که بغضهایم را خفه میکند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجای این خانه را به امیده ندیدنت بنگرم ؟ هر کجا خاطره ایست از تو که وجودم را می خراشاند...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام بغض پنجره را باران شست . . . اما فقط تمام بغض پنجره را شست درد پنجره هنوز باقیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تـــــــو هیچـــــــــــــــــــــگاه نخــــــــــــــــواهی فهمیــــــــــــــــــد بی تــــــــــو این بـــــــــــــــــاغ پر از پاییـــــــــــــــــز اســـــــــــــــت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم هم پای پاییز به خواب روم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .