♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باورمان با ما نبود که تنهایی شد یاورمان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای آشنایی است صدای این شکستن یعنی باز هم قلبم...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها دارایی من همین کلبه است دردها؛غمها؛شادیها تمام وجود من به اینجا ختم میشود تنهایی ها فریاد می کشند و شادیها خاموش می شوند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه برای ماندن؛دلی هست و نه برای رفتن؛پایی من چه کنم باخود با تو دراین وادی زندگی؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه زمانی فاصله رو نمی فهمیدم حالا تنها چیزی که میفهمم فاصله است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه اصراری داری که قلبو بشکنی و بری...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مترجم خوبی نبود حرف, ؛سکوتم را نفهمید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبود تو توفانی است که روزگارم را در هم می نوردد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها فقط منتظرم...ببین چه بی صدا فریاد میزنم<< او در راه است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها میترسم... میترسم از زندگی... میترسم از تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمان من فسیل روزهای تنهاییست... مردنم را نظاره کن...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .