♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلت بی انتها تنگه، شاکی از این دنیای بی منطق
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه دنیای ِ برام ساختی ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرنده ی من به آفاق بی نشانه رفت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا از چشمت افتادم منی که بی تو هیچم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا هی بگویید مرد باش.........حس خوبیست نامردی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قرار نیست اتفاق خاصی بی افتد ... نه ... هیچ اتفاقی نمی افتد ...من مرده ام.....همین ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لعنتی ....این دل مال تو بود.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اون که....تو دلم ...........جاشه ..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل دبووووووووومه ....کی ....حال تو رو می دونه ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .