♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غریبم شبیه جمعه های قد بلندی که سرمه می کشند و به انتظار می ایستند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با تلـخ ترین ترانــه ات می رقصیـــد این ماهــی تشنه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تیغ را کشیدم ......خدا را دیدم ........باریدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شکســـت بغض هایــــم را ندیدی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از حال من انگار خبر داشت فروغ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاریکم وهیچ سیگاری تنهایی ام راروشن نمیکند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من... تو... یادت... دو سیگاری که جامانده ته پاکت... کمی مشروب و چند خط پر از هذیان و شعر خالی از مضمون...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا مشکوک ترین نقطه تاریخ است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نترس آتش بزن سیگارت را درد هایت را دود کن من سالهاست که دیگر از تردید کبریت در دستهایم نمی ترسم سالهاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احتیاجی به کمک نیست خودم میمیرمممم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس هایم درد می کشند بانو آخرین تیرت را هم بزن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
و خداوند چشم هایت را آفرید تا ون یکاد را بگوید!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داری دود می شوی.....سکوت زندگی....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .