دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♥ღ سکوت زندگی♥ღ

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرد - مجرد
امتیاز: 32132

دنبال‌شدگان

(2253 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1486 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
6446.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

به سختی نفس می کشم در میان مه پاره های آتشی به پرواز در آمده اند

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

نه بالی دارم برای پرواز و نه دستی برای کندن مانده ام این میان میان این خفقان نه می توانم صعود کنم و نه می توانم بگریزم

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

سیاه یا سفید چه فرقی می کند در دنیایی که آدم ها با قلم خباثت یکدیگر را رنگ می کنند

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

میدانی؟..گاهی با تمام امید از دیوار های بی کسی بالا میروم ... سرک میکشم........ دنیای دست دادن انسان ها با همدیگر ... دنیای دو قطبی ... پایین می آیم ... و از دیوار عذر خواهی میکنم......

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

رفته بودیم خونه عموم اینا ، ‌دختر عمو کوچیکم ۸ سالشه , جو گیر شده بود هر چی خوراکی داشتن تو یخچال و کابینت هی تند تند میرفت می اورد من دیدم اینطوری نمیشه که داره جارو میزنه خونه رو میاره برا ما !‌ گفتم بهش : ‌عسل خانوم , عزیزم هر چی خونه دارین رو که نباید برداری بیاری! بچه با صداقت تمام رو کرد به من گفت :‌ "نه همه چی رو که نیاوردم! ‌بادوم زمینی ها رو مامانم گفته نیارم! واسه خودمون باشه"!!! (زن عموم در جا سه تا سکته پشت سر هم زد!!)

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

دیروز بابام داشت با چاقو نایلون در مربا رو پاره می کرد، چاقو در رفت نزدیک بود دستشو ببره! به شوخی بش گفتم پدر من شما دیگه از سنتون گذشته چاقو دستتون بگیرین! کار دست خودتون می دین! هروقت کاری داشتی بگین من براتون انجام بدم!طرف گاز هم دیگه نرین! دیدم یه نگاه بهم کرد از اون نگاه خفنا! با خودم گفتم به تباهی رفتم! نصفه شبی ساعت 2 اومده بود بالا سرم بیدارم کرده که پسرم من پرتقال میخام!!! بیا ...واسم پوست بکن که من به چاقو دست نزنم!!! من: :؟ بابام: یا بگو غلط کردم یا پاشو دستاتو بشور اینو پوست بکن!!

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

@✔کتــ☾ــے ... با پسر عموم داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یه خارجی رو دیدیم... اومد که ازمون سوال بپرسه ، گفت : ?Can you speak English پسر عموم فوری گفت : yes, I go to school by bus من )))) خارجیه

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

@✔کتــ☾ــے ... به مامانم از یه شماره ناشناس زنگ زدم صدامو عوض کردم میگم :من از کلانتری مزاحم میشم پسرتون علیرضا رو همین الان با یه دختری تو خیابون گرفتیم.لطفا هر چه سریعتر تشریف بیارید کلانتری. در نهایت خونسردی برگشته میگه علیرضا کیه آقا ؟! من الان کلاس هستم لطفا بعدا تماس بگیرید! بعدشم زارت!گوشیو قطع کرد.. (( خواستم بگم بعد نگید چرا فقر عاطفی دارم!!

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

@✔کتــ☾ــے ... ظهر تو خونه دراز کشیده بودم و TV میدیدم که متوجه شدم که یه نفر از تو کوچه داره اسممو با بلندگو صدا میزنه اولش فکر کردم شاید با کس دیگه ایی کار داشته باشه اما بعد از چند ثانیه اسم و فامیلو با هم صدا زد رفتم تو کوچه دیدم یه وانت سبزی فروشی جلو در خونه ایستاده بهش گفتم منو از کجا میشناسی گفت مامانت سر کوچه ازم سبزی خریدو گفت بیام اینجا صدات کنم که بیای بگیری...

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

بدرود دوستان مهریان ...شاد وسربلند باشید

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

خالم می خواد دخترش رو بخوابونه توی اتاق من یهو دختره می زنه زیر گریه که من عروسکم رو خونه جا گذاشتم خالم برگشته می گه قربونت برم گریه نکن به علیرضا می گم بیاد بجای عروسکت پیشت بخوابه حالا عروسکش چیه:خـــــــــــــــره شرک اخه من چی بگم:

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

اومدیم جنگل میگم حوصلم سر رفت میگم اصلا هیجان نداره خواهرم میگه بیا مار پیدا کنیم هیجان داره پسر عمم ۴ سالشه میگه نه بیاین جنگل رو اتیش بزنیم خیلی حال میده و هیجانشم زیاده تازه هلی کوپتر هم میاد فک فامیله داریم ؟

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

ریختن تو ساختمان عمم اینا ماهواره ها رو جمع کنن دختر عمم کلاس دوم به پلیسا گفت آقا هر چی می خواین ببرین فقط بزارین( پی ام سی) باشه...

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

تو اتاقم نشسته بودم کارامو انجام می دادم یهو خواهرزاده کوچولوم در اتاقو باز کرد خیلی هم استرس داشت گفت واااااااااااااای ببخشید فکر کردم اینجا دسشوییه!!در اتاقو بست...فک و فامیله داریم؟