♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سخت است، تشیع پیکر عشق بر روی شانه های فراموشی؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهائی ... نه نوشته می شود نه خوانده ... ، بغض می شود ... گریه می شود ... درد ِ بی درمان ِ کوفت ِ زهر ِ مار می شود .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داشتــم از اين شهر مي رفتم صدايم کردي جا ماندم از کشتي سفيدِ آرزوها ... که رفت و غرق شد ... ... سپـــاسگزارم از تـــو ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو اتوبوس یه دختره روبروم وایستاده بود هندزفری تو گوشش بود چشاشو بسته بود و با آهنگ یه حس قشنگی گرفته بود تو دلم گفتم بتهوون،یانی یا یاهل داره گوش میکنه که همچین حسی گرفته رفتم نزدیکش شدم ! خوانندهه میگفت ناری ناری ناری !!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 15 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .