♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از عشق و شلاق دیگر بیزارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من آرزو به دلم تو دیگر آزارم نده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک روز میآیی و در گورستانی دور در استخوانم میدمی تا شعرهای ناسرودهام را بشنوی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب به باران من به پایان کاش برسیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی سیگار که می شوم اندکی فقط اندکی پول خرج می کنم و دوباره سیگار دارم اما جوانی ام کوه غرورم را خرج کرده ام هنوز تو را ندارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نپرس چرا هیچ دردی دردم نمیکند، من خود را از شدت درد به شفا رسانده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستهایت را وقتی در دستهای من میگذاری که مردهام....می دانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینکه گاهی سیگار می گیرد در دست ، یعنی هنوز هم ، نشانی از تو ، در خاطرش هست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روی قلبم نوشتم شکسته است راحت باشید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاه خم پیچک نیلوفرها......همه معنی یک زندگی است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلت می آید مرا به نام کوچکم صدا نزنی و نشنوی جانم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تشکر کرد و رفت تو زندگی یکی دیگه !! حالا من سالهاست که مدام سیگار میکشم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به توگـفتم زنده ام با نفس خیال چشـمات چشـماتم تـنهام گذاشتن...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .