♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کی با اشکای تو یه اسمون ستاره ساخت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جگرم را زیر دندانم حس میكنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر روزی رفیقی مهربان آمد زتو پرسید فلانی کو...؟؟! بگو در سنگر ناکامی و حسرت بسی جان داد ولی تا لحظه آخر چنین می گفت: امید من .....بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها نفسم میگیرد به همه گفته ام این ذرات لعنتی در هوا راه تنفسم را بسته است گفته ام دود سیگارهمسایه نفسم راتنگ می کند گفته ام به نفس کشیدن در هوای آلوده آلرژی دارم گفته ام.... اما به خودم که دروغ نمی گویم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر گور مرده ریخت شرابم را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتشی سوزاندهام وین تنهایی آتش پرست.... هر زمان پنهان کند در زیر خاکستر مرا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه تب دار ..جدایی...در سکوت تلخ..پنجره های بارانی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک دیالوگ بیاد ماندنی از زنده یاد خسرو شکیبایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلـــم .... نه عشق آتشین میخواهد ؛ نه دروغ های قشنگ .... نه سکوت تلخ شاعرانه نه ادعاهای بزرگ ؛ نه بزرگی های پر ادعا .... دلم یک فنجان چای داغ میخواهد ، و یک دوست که بشود با او حرف زد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی باید قدردان انسانهای شریف بود
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .