♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و سفینه ی حافظ که جز درین دریا بضاعت ِسخن ِ دل نشان نمی بینیم همین روزها به تولد م می رسی دیگر فرقی برایت ندارد دوست یا دشمن ... نمی دانی کدام یک روی زخمِ کلمه ات نمک می پاشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید عاشق باشی تا بفهمی ، نگاه سرد یعنی چه ... دست سرد یعنی چه ... حرف سرد یعنی چه ... در مقابل دوستت دارم گفتنت ، سکوت سرد یعنی چه ... ... ... باید عاشق باشی تا بفهمی گرمای حرف و نگاه و دستت ، وقتی به سرمای او برخورد میکند ، چگونه روزگارت بخار میشود ... قطره ای میشود ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هميشه همين است تومي روي سمت خواب هاي آسمان من مي مانم درحسرت يك سلام آشنا.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هركجامي خواهي بروي-برو امامراباخودت ببر مرادرجيب هايت بريز دركوله ات بگذار برپيشاني ات بنشان وببر من بي تو مهتاب خوبي نيستم براي آسمان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين جامن سردم است-نمي بيني؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به قول فروغ: من خواب ديده ام.....تو را....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قنوت باران.....خدابا...مرحمی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به خورشیداگررسیدی برای دلشوره هایم-یک بغل آرامش برای جراحت هایم-یک بهار مرهم بهارنارنج... برای سکوت خانه یک پنجره قناری بفرست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بادهاي سرد... بارانهاي سرب... درياهاي سياه... دودهاي منتشر... كاش زود تر بيدار شوم ببينم تو آمده اي تكيه داده به در؛ مي خندي ؛ مي گويي : - دوباره چه خوابي برايم ديده اي؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قرارنيست دوباره نگران باغچه و نگران باغ هاي سيب باشم وقتي توهنوزاين جايي وازخاك وآسمان نگه داري مي كني!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .