♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سه برگ از دفتر خاطراتم مانده در آن چه خواهم نوشت؟ . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در قعر این کلمات آبراهه ی باریکی هست ... چشمهایت را که ببندی، صدای نازک و سردش را خوب می شنوی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رسیده ام به قلب پاییز و ناگهان باورم نمی شود که همچنان بی تو در این جهان پرسه می زنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از زیر ساطور روز، هر شب ... تکه تکه هایی از من تکه تکه هایی از او که دوستم می دارد - دوست می دارمش - باقی می ماند از م ا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فنجان های گـــــــــــــــــــــرم شعر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مـــــــــــــــــــــــن ته مانده های یک شعرم سطر به سطر از شروعی روشن تا پایانی به بی فرجامی چند نقطه ... خالی و تاریک همین !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو..... بانوی فصل های خوب سال ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فراموش نمی شوی جدا كردن آب از گیاه ممكن نیست ممكن نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانم بی هویت ترین غوغاست در این دالان های بلند....لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عمریه خونه به دوش قصه هام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به روزهایی می مانی که نمی مانند .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .