♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما به پاییز نمی رسیم ما همگی می میریم ، به شیرینی یک انار !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان رنگ همیشه است و من دلم پُر است از آن پرنده که در جاهای خالی تو نمی پرد .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلماتی هستند اگر بنویسی می میری اگر ننویسی می میرند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دهان ساکت کلمه مرا بلعیده است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی باید ایستاد روی یک ثانیه با نبضی که آرام نمی زند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گنجشکی طلوع میکند پرتقالها به بار می نشینند....خوابهای زمین..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دردهایم دیگر کلمه نمی شوند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کافه ای در غروب یک خیابان دوفنجان قهوه ی نیمه، روی میز نوری کم رمق و ته سیگاری مچاله بر زمین سکوت سکوت سکوت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران از برف دیروزهایمان، عمیق تر نبود چتری که آوردی در بکارت زمین جامانده بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به رنگ آسمانم افتادی در حوض پر از ماهی فیروزه بودی برای یاقوت شب های من..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر غرق در باران..... گریز از دست هایت رهایم نمی کند تا خیال هر شب را در خواب هر جمعه بسوزانم می دانم خاکسترم در مسیر باد های بی خیالی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی به استقبالش نیامده بود آینه جیبی اش را درآورد و در آن به خودش لبخند زد بعد گریست...............مسافری که نباید می آمد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواب می بینم زندگی به مویی بند است هدهد می خواند و آدم ها قلب هایشان را در دست دارند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد در علفزار می پیچد.... آفتاب نیمروز آرام می خزد پشت تکه ابری سرگردان و جا مانده در پهنای آسمان نیلی؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت پنجره ایستاده ام. دوباره باران می بارد تندو یکریز و بی همتا!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .