♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانــــی این بار چنـــدم است که نمــــی آیی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو ای رهگذر، هشیار باش چو می آیی به شهر دلم! در این سیلاب خیز ویران دیار، جاده ها یکسویند. «شاید نیابی مسیر بازگشت را!...»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواب زن چپ هم که باشد می ارزد به راست بودن تعبیرش .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتش عشقت را به قدرِ یک قبیله کولی میرقصم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوشته ها هم دیگر دست مرا خوانده اند بی تو، با خیالت پیش نمیروند، به دل نمی نشینند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل به نور امید میدهم چون میوه ای مشتاق رسیدن،که تن به خورشید می سپارد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در من درختی ست با لانه ای خالی که دستها را به آسمان برده در پی کوچ پرنده مهاجر .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشتباه ميکنند بعضيها که اشتباه نميکنند! بايد راه افتاد، مثل رودها که بعضي به دريا ميرسند بعضي هم به دريا نميرسند. رفتن، هيچ ربطي به رسيدن ندارد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سادگي را من از خواب يک پرنده در سايه پرنده اي ديگر آموختم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چــاهــي بــدهيــد تــا بــراي دل ِ خــود بنــوازم... عشــق، جــايــش تنــگ اســت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمــي خــواهــم خــاک تيمــم ات بــاشــم! بــوســه مــي خــواهــم! مُهــر نمــازم کــن . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آفتــابگــردان خــانــه ام روزهــاي ابــري هــم بــاز مي شــود! خــدا حفظــت کنــد . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقــدر سبکــم کــه بــا قــاصــدکــي بــه آسمــان مــي شــوم و بــا قطــره بــارانــي بــر بــام تــو بــرمــي گــردم . . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .