♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد... که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروزهم باران می بارد. . .وتو نیامدی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتش، بر سر می زند به جای رقصیدن. ستاره تاریک شده.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستان باران، خشک شده است. چهار فصل یک رنگ شده اند، سیاه و سیاه و سیاه و سیاه.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خورشید هم، خسته شده از تکرار این همه طلوع و غروب.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من میخواهم به صبح برسم ابرها.... لطفا مزاحم نشوید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق وحشی تر از آن است که پنهان بماند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مانده ام و طنین صدایت آرام باش و احساس گناه مکن تو بهترین ها را به من هدیه داده ای زیرا فروغ میگوید: " تنها صدا است که میماند "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر شب غزل های تو را ، باید بخوانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای عاشق در انتظار چه نشسته ای ؟ در انتظار بادهای پاییزی ، باران های بهاری ؟ در انتظار کدامی!!! انتظار بیهوده است جدار را بشکن ، غبار را بشوی و خاطره ها را به خاطره ها بسپار این است زندگی ...این است روزگار....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من شعر را مدیون ِ ناز ِ صدایت و نام ِ آسمانی و نغز ِ توام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها خیلی دلتنگم....... گوشه ای مینشینم و باختنها را میشمارم و صدای شکستنها را....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .