♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام مي شوم شبي، فقط به من اشاره کن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شوخ طبعیش گرفته زندگی... من با اون جنگ میکنم.... اون با من بازی!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تــمام لـحظههـا یـادت، بـه ذهـنـم شـور مـیریـزد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شادی من در صدای خنده های توست..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیابان ها همانند پنجره ها و مردم بی رویا...همان تنها تویی که نیستی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انتظار سخت است، خیلی سخت... انتظار و سردرگمی میان دو واژه داشتن و نداشتن ... میان بودن و نبودن ... می گویی هستی و خواهی بود اما آیا بودنت بودنم را همراه است ؟ آیا این انتظار با پرواز به سوی آن نقطه نورانی و درخشانی که برای خود ساختهام بر چیده میشود یا به کور سوی نأا امیدی سقوط میکند ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس میکنم دیگه دوستم نداری ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چَـنـــــدان هـَــم دورنیستی فـَقط به انــــدازه ی یک نمیدانم از من فاصِلــ ــ ـه گِرفته ای آری، "نِمیدانم" کـُجایی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرده را کنار میزنم و از پنجره به در نگاه میکنم تا روزی که تو بیایی و مهر سکوت بزنی به تمام تمسخرهایشان....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه به من میخندند وقتی میگویم منتظر معجزه ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها مدام باران میاید و من جنگل میخواهم و بوی چوب سوخته و آتش حتی زیر خاکستر !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .