♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در کدام سطر از سردی دست های خالی ام برایش بگویم ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران چیز دیگری است . باران که می بارد هیچ قانونی جز خیس خوردن و لبریز شدن معنا نمی یابد . لبریز شدن از تو و خیس خوردن از قطره های بارانی که از عطرِ ،،، عطر تو سرچشمه می گیرد افسوس ...... طلوع رنگین کمان انتهای آغاز توست مات شدن تصویر و خانه نشین شدنت در خاطرِ ، خاطره ای سرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوش میکنی بر گونه هایم باران گرفته است تو در راهی کنار رفتنت ، بی تو دلم ماند و شب و باران.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بــارانم؛ گناهم چکیدن در زخمهایِ کویـــــــر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جهانم کوچک است! به اندازه خودم و هیچکس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جهان به ساز تو می رقصد......تنهایی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جوجه گنجشکی آواره ....... بیا فکر جایی کنیم....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 29 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .