♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک بار کسی از مولانا پرسید : شما کی هستید ؟ مولانا پاسخ داد : نمی دانم کی هستم . من د ر آشفتگی آشکار حیرت انگیزی هستم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هیچ روزی را امضا نکرده ام .....هیچ جای آن هیچ خبری از من نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدایت آهنگیست گوش نواز برای من.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در هیاهوی اتاق گم می شوم خنده ها برایم بی صداس لبخندی سرد روی لبانم و تکان سری برای حرفها این است کار این روزهای من. روح زندگی گویی بی تو از وجودم پر می کشد، بی لبخند بی نشاط...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چندیست که شب، بی نفست رفته زپیش..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت بی انتهای اتاقم در جان و تنم طنین می اندازد. کلبه ام در پس بیشه زار تاریکی ست.همان بیشه زاری که خورشیدش هیچ گاه طلوع نخواهد کرد. همان بیشه زاری که تک درخت خزان دیده در میانش قد علم کرده. و چه بیرحمانه برگ هایش را زیر پایش له میکند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس می کشم نبودنت را نیستی هوای بوی تنت را کرده ام...تو نیستی آسمان بی معنیست حتی آسمان پر ستاره و باران مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد تو نیستی و من چتر می خواهم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاکی نباش چون فک میکنن زمینی ....گند میزنند به روت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شگفتا!..............................از غم نبودن کسی اینگونه میگریم.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اسیر فاصله هاااااااااااااا..............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یارون بارید .....تو بارون اشک چشم ها رو ندبد....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .