♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ديرگاهيست مينويسم آرام و خمار و خسته و كس نميداند اين گرگ كلام تنها به ظاهر آرام نشسته ! آتشي خام در من زبانه ميكشد تا گدازه هاي جنون را تا به كرانه هاي دور رساند... جملات آشفته ي من براي هميشه ي تاريخ در اين فنجان باقيست... بنوشيد به عطش پرواز بنوشيد تا به من بپـيونديد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعد از سال ها اجاره نشینی در قلبت امروز مرا به جرم ندادن اجاره بها از قلبت راندی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستم را نمیتوانند بخوانند دستهای من شعر منتشر نشدهی توست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوستـَت دارَم را آرام می نویسم ...... زیـر فـشار ِ ایـن اعتـراف کاغَـذ هـَم مـُچالـه می شـَوَد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عـشقـَمـ بـه تـو خـارج از تـحـمـُل ِ خـُداسـت ... بـگــو چـﮧ کـُنـمـ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوشـه ی پـَنجـره ی مُـشرف بـه خیـابان مَـن و سیگـار و تـَنهایـی و شـَب و سُکـوت سَمفـونی ِ خوشبـَختی راه اَنداخته ایـم و دودی غـَـلیظ که در بـاد فـُرصت ِ رَقصیـدَن دارد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گریستـَن های ِ شَبانه ...درد دارد ...درد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دَر کـافه ای خَلوَت فنجانـی قَـهوه ... سیگـار ... کتـاب ِفُـروغ ... تـَلخی ِ ایـن زنـدگی را سَر مـی کشم خاطـرات را دود مـی کـُنم و به ایـن می اندیـشَم فـُروغ چـه راست می گـُفت اگر عشـق عـ/شـ/ق باشَد زَمـانْ حـرف ِ اَحمَـقانه ای اَسـت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بــايـد بـاور كـنم.........خـَستـه ام از اُمیـدهـای ِ کـوتـاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شَـب لـالایـی اَش را گـُفت امـا بـه خـواب نـَرفتـَم هَنـوز دَر جایـی بیـداری بـا کـَسی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران، دختریست در من که از چشمانِ تو بیرون میریزد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طوفانی شدنت را دوست دارم چون تار و پود وجودم را به هر کجا که می خواهی می بری.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بارهـا می رَنجـَم اَز اَخـم ِ صـدایـَت و پیـمان می بـَندم با قـَلبـَم کـه "دیگـَر چشـم نـمی پوشـُم" اَما دگـَر بـار آهـَنگ ِ خـوش ِ کـَلامـَت حـافظـه اَم را پـاک می کـُنَد! بـا وجود ِ چـون تـویی دَر دَقـایقـَم خیـال ِ بهـبود نـَدارَد این آلزایمـِر ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رَقیـب ِ مـَن ! تـو می دانـی آن نـازَنیـن یـارَت ــ عشق ِ نـافَرجام ِ مـَن ــ هـَر نیمـه شَب در خـواب ِ مـَن پـَرسه می زَنَد ؟! کـه هَر شـب سر ِ هـَمان قـَرار هـَمیـشگی می آیـَد وَ مـَن اَز تـرس ِ خیـانَت اَز خـواب می پـَرَم ؟!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .