♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز نرسیده ای... بوی کاج می دهم. وای به حالم! گنجشک ها هم عاشقت شدند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حتی اگرباران نبارد حتی اگر شکوفه های سیب را خواب نبینم حتی اگر … دلم می خواهد گنجشک ها را تمشک بدهم تو را عشق...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر می گردم روزی که دستی تمام گلدان ها را تر کرده باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شکست . شیشه کجا بود ، این دل وامانده من بود که باز هم شکست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اطرافم حکم قفس را برایم پیدا کرده اند. مرا مثل پرنده ای داخل یک قفس تنگ و تاریک انداخته اند و هیچ راهی برایم نگذاشته اند و آن قدر به در و دیوار این قفس کوبیده ام که پرهای پروازم شکسته شده اند. روحم پرواز میخواهد ولی بال های پروازم را قیچی کرده اند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کـاغـذ را فـرا مـے خـوانـَم از فـریـاد زدن مـے گـذرم در سـکـوت زندگی شـعـرـے مـے سـرا یـَم....برای آنکه باید باشدودیگر نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مـن دفـن خـواهـَم شـد زیـر آوار ایـن کـلـمـات
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذهـنـم دارد طـغـیـان مـے کـنـد و لـب هـایـَم را گـِل گـرفـتـه انـد . و دسـت هـایـَم از هـرچـے قـلم اسـت گـریـزان اسـت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیـن بـیـگـانـگـی و یـگـانـگـی هـزار خـانـه فـاصـلـه اسـت آن کـه غـریـب نـیـسـت دوسـت هـم نـیـسـت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حـس نـوشـتـن نـدارم یـک مـدت را تـعـطیـل مـی کـنم تـا شـایـد حـوصـلـه ای داشـتـم و دوبـاره نـوشـتم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ایـن روزهـا اِنـقـدر خـودَم را زنـدگـی را رویـاهـایـَم را بـاور هـا را خـاطرات را و . . . عـوض کـرده اَم فـکـر مـی کـنـَم دارَم عـوضـی مـی شـَوم هـیـچ چـیـز رضـایـت بـخـش نـیـسـت /
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هـنـوز هـم بـا تـو در سرزمین های شمالی عـطر گـل هـای نـارنـج اسـت......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا دیگر از رنگ های زیبای رنگین کمان خبری نیست همه چیز این شهر خاکستری شده است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوای اینجا نفس گیر شده است .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .