♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می گم کاش همه زندگی یه خیالی بود مثل درست کردن حباب با کف های صابون هی خراب میشد ، دوباره درست می شد.. کوتاه ولی همیشگی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف جالبی برای گفتن ندارم،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیرنگ هم گاهی قشنگ است و زشتی با هم آیا گمانم ذهن من هم گیج و منگ است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بالاخره به دو راهی خواهیم رسید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست داشتن، نفسام را میبُرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا سرد است و پر از بوی باران خاک هم تشنه است شبنم ، پاشیده شده بر پشت پنجره مان وکم کرده ، غبار نشسته در آن سوی پنجره را.....و ميرسد صدایی آشنا در میان رقص دانه هاي باران..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها نه یکبار بلکه هزار بار دلتنگتر از همیشه ام و با حرف حرف نامت زندگی می کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوب میدانم که تمام دلخوشی هایم در روز وشب چند ساعت خلاصه شده اینجا...کنار تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام دلم جایی می خواهد بدون دیوار............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بخند رویای من ، بخند ! خنده تو به بار می نشیند مثل آن شکوفه ای که در راه است
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .