♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه ماست و مجازات زنايش با ما برابر ... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و ما مختار به داشتن چهار همسر هستيم .... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و ما هر زماني بخواهيم به لطف قانونگذار ميتوانيم ازدواج كنيم ... در محبسي به نام بكارت زنداني است و ما ... او كتك مي خورد و ما محاكمه نمي شويم ... او مي زايد و ما براي فرزندش نام انتخاب مي كنيم... او درد مي كشد و ما نگران اینكه كودك دختر نباشد .... او بي خوابي مي كشد و ما خواب حوريان بهشتي را مي بينيم ... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ..... (دکتر شریعتی )
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ماندهام و یک قطعه عکس او در دست من من در دست او ما هر دو درماندهایم او در نگاه من من در نگاه او .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط کلمات راز مرا می دانند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اندوه تورا دارم نمی دانم تو می دانی ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اکنون در معرض آه تو به انتظار ویرانی خود نشسته ام اگر به رهایی ام می اندیشی توفان سهمگینت را بدرقه راهم کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به بهار بگو که امسال نيايد غم ِ تو ، خزان ِ مدام ِ تن ِ من است يوسف به کنعان بازگشت و اما آنچه آشنا نيست ، بوي پيراهن است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين خاطرات چه مي کنند با آدم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ...چطور دلت می آید وعده جهنمی سوزان به ما دهی .....ما که در این عقوبت زتده بودنمان هر لحظه می سوزیم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبــــــــــــ هايــــــــــــت طعم ِ سمنو مي دهند در خواب هاي سرد ِزمستاني ام .... راستش را بگو ! گندم ِ کدام خاک بوده که اين چنين شهد گشته ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهم نيست !..ما که سوختیم .....شاید نسل های آینده با خاکسترمان شعله ای برافروزند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اي لعنت به تو ، اميد ! اي لعنت به تو که هنوز هستي و ما را وادار مي کني که به آينده ي کوفتي مان فکر کنيم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آینه های گریان ..بازدم نسل سوخته.......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .