♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هزار بار از حوالي گريه گذشتيم وكس نپرسيد زیر اين همه باران چه مي كني ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی است و سکوت لحظه های تلخ و تحمل سردی سلام هایی که به عادت دیرین رد و بدل می شود رسیده ام به آنکه باید بر قضاوتهای این مردمان عادت کنیم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی اوقات اشکهایم هم برای تسکین نیستند آن زمان که دوستانم ، بیگانگان ، محیط ، نگاه ها ... همه و همه بی رحمانه عقایدم را شلاق می زنند و مرا با گفتارشان ، نگا ههایشان .... ، تحقیر می کنند و در هم می شکنند آنجاست که رو به نابودی می روم و هیچ پناهی نیست آنگاه که مرا به جرم دوست داشتن ، خائن می پندارند هیچ پناهی که بی پناهی ام را در سایه اش پنهان کنم نیست جز خدایم ، خدایا تو مرا می دانی تو مرا می فهمی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زير اين سقف سكوت.....دست آن دخترك بي پروا....ومن اينجا ....جاده ي عشق تو را مي گردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه ها منتظر حادثه ی پروازند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن روز، روز خوبی خواهد بود... تو را تحسین میکنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی که معنای سکوت را خوب می داند،حتی قلبش، آوای قلب مقابل رابه گوش می نشیند... این نوشته ها را با لبخند نوشته ام ، برای همین لبخندی که تو به من میدهی، هنوز خیلی چیزهاست که باید بگویم آنها را در کتابهایم خواهم نوشت: من همیشه برای تو و فقط،برای تو می نویسم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برترین احساس، دوری جستن از آزردن دیگری...... احساسی است که باید آن را گرامی داشت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب انگار باز نگاهت یخ کرده.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غرق می شوم میان تلخی سلام ات......مچاله می شوم درمیان نگاهت......حبس می شوم درون جعبه ی سیاه تنهایی هام ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس که میکشم مثل " ها " کردن آیینه نقش میبندد دستهایت بر پيكره ي بودنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو کجای شب بی آینه ها جا ماندی ؟ باز دلتنگی را ، بی سبب در شب آیینه سرودن دادم .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .