♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همسفر عشق به بن بست رسید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو : زندگی خودت منم : زندگی از دست رفته خودم این عادلانه ترین راهه !!! مگه نه ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهای روشن فردا دروغ بود دریـــــــا دروغ بود تماشا دروغ بود . آره دروغ بود عشقت دروغ بود تمــام حرفــــات دروغ بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت تنها اعتراضیه که در مقابل تقدیر می شه کرد ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با من سخن مگو ......من ...............مرد بارانی ام........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بی رحمــــــــــــــانه مرا ســـــوزانـــــدی و چه ناجوانمردانه واژه غریب خداحافظی به میان آمد . . .از من که گذشت اما اگر باز در سرت هوای خداحافظی داشتی از همان ابتدا سلامی نکن .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گویی مرا برای وداع آفریده اند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخ که اگه این اشک نبود ، چی به سر دل آدم می اومد ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای اشک به سراغم بیا که دلتنگم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کـاش شـــایسته خاکسپـــاری باشـــــم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام ؛مادر ........ دل تنهای مرا خاک کنید ... زیاد دیر نخواهد بود در صبحگاهی که رنگ بر چهره ندارد کالبد بی جانم را در گوشه ای از خانه خواهند یافت مُرده از عشق در تنهایی و سکوت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو .................. این روزا سخت نفس می کشم هوایم می شوی برای تنفس ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر گم شدم ، اگر معنای تو را نمی فهمم ، اگر در دامن دریا ، غروب را به انتظار نشسته ام و اگر در دلم شکوفه ای رو به باز شدن نیست بر من خـرده مگیر من غرق پاییـــــزم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می نشینم پشت پنجره دلتنگی به بهانه آن باران رویایی که عطرش مرا سرمست کند و به تقدس این عشق ، می گریم همراه باران و به انتظار می نشینم به امید پاییزی که در آن با تو بودن را بیشتر احساس کنم ...!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .