♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلعه ام را می سازم... با یک عالمه زیبایی... ناگهان یک موج... رو به دریا می ایستم و به جای خالی قلعه ام زل میزنم! ته دلم خالی می شود... حس غریبی ست! یک نفر زیر گوشم می خواند : دیوانه! کاخ رویاهایت که نبود...! آن فقط یک قلعه ی ماسه ای بود! در ساحل قدم میزنم و آرام آرام تکرار می کنم: دیگر دلت را به دل خوشی هایت خوش نکن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمانی که ... جزء یه تماشاچی... چیزی نیستی... هیس ... هیس... هیچی نگووو... نقطه چین پایان ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غواص ها واقعا" عاشقند...نمی هراسند از عمق دریااااااااااااااااااا......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ماهیگیرها... آنها خوب میدانند... که دریا چقدر زیباست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچگاه از بین نمیرود... باغچه ای که با دستان خودت ساخته ای!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افکار بی هدف من... بهانه ی قشنگی برای شکستن سکوت نیست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رو شیشه ی بخار گرفته هیچ وقت یه قلب کامل نکش... فرصتی بده تا یکی دیگه نصفه ی دیگه ی قلب رو کامل کنه!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
* اگر کسی بپرسد از من که عشق چیست؟ لبخند میزنم و رد می شوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من... خالی از عاطفه و خشم خالی از خویشی و غربت گیج و مبهوت بین بودن و نبودن! عشق... آخرین هم سفر من مثل تو منو رها کرد... حالا دستام مونده و تنهاییه من! ای دریغ از من که بیخود مثل تو... گم شدم ...گم شدم تو ظلمت تن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درختی انبوه ...! سیب از درخت می افتد ... عابری میگذرد ... آن را بر میدارد . به بالای سرش نگاهی میکند در حالی که سیب هنوز در دستانش بود ... ولی به سیبی که بر شاخه ست , مینگرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما جزئی از رویای خداوند هستیم و او می خواهد رویایش شیرین باشد. برای همین همیشه خداوند را در قلب خود نابود می کنیم. اما آنهایی که او را درک میکنند... آنها کسانی هستند که دنیا را دگرگون می سازند و این کار را با فداکاری های بزرگ انجام می دهند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به ما آموخته اند تحقق احساسات کودکی ناممکن است .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .