♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته شدم از بس نوشتم و نیامدی ...خووووووووووووو.......برگرد....................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا به خوبان عزت داده ای به بدان ثروت نکند ما به تماشای جهان آمده ایم؟ دلم از تو هم گرفته خدااااااااااااااا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به كي بگم كه دوريت...............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وااااااااااااااااااااااااای اینجاااااااااااااااااااااااا زلزله اومد...........................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفت چون تابش خورشید بر آفتابگردان......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من صدای تپش قلبم را می شنیدم که به خاموشی رفت یادم افتاد کسی... که وجودم ز وجودش پر بود رفت از پیش دلم.. من شنیدم که نفسها کم شد نفسم گم شد و سرگردان شد و شنیدم نوری پر زد و رفت دیده ام خاموش شد روشنی نابود شد و نسیمی آمد شمع هایم نیم سوخته اشک هایم گوشه ی چشمانم یخ زده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیستی تــــو که ببینی قلبــــم شکسته دلــــم اینجا گرفته......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شريك عشق تو شدن......يعني قطره باراني در دل كوير جاري شدن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یقین دارم که میدانی........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق به او بگوييد دوستش دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تب دارم والتماس به زبان سنگين كه بگويمت دوستت دارم گام هايت سنگين زمان نفس...نفس ميزند زير گام هايت التماس يك نگاه شدي كه بگويمت دوستت دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را من زهر شيرين خوانم اي عشق ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه کن تمام هستیم خراب می شود ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .