♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقصير زمستان است تو آنقدر سردي كه واژه ها در دهانم يخ بسته اند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر شعر خواندم و ...... نیامد!! ای خدا............ کسی شعرم را نمیخواند تا باران بیاید؟!! هی هوار.......... تو کجایی باران؟!!!! امشب بیا امشب بیا و دلت قرص باشد که اشتباهم را تکرار نمیکنم بیا و خاطرت جمع این بار چترم را باز نخواهم کرد!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید از دست رفته ها هیچگاه باز نگردند ولی امید به خدا حتی از دست رفته ها را باز میگرداند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی ماهی جان!! دریا را فراموش کن! روزی حسرت همین رودخانه هم به دلت خواهد ماند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه سنگین است نگاه قلبم،برای پذیرفتن ادمیان کوچک و بی ذوقی که تنها دلیل بودنشان ....بودن است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از این پس با عطر وجودت در این غمخانه چه کنم ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگ باران پاییزی هستم همان بارانی که در زیرش چتر هیچ جایگاهی ندارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قانون تو تنهایی من است...! و تنهایی من قانون عشق...! عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست...! چه قانون عجیبی...! چه ارمغان عجیبی...! و چه سرنوشت تلخ و غریبی...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازی روزگار نفس گیر است! وقتی در چشمان معشوقت کسی جز خود را ببینی می روم خیال رفتن دارم دیگر طاقت این شکست را ندارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگران نباش من آنقدر امروز و فرداهای نیامدنت را دیده ام که دیگر هیچ وعده بی سرانجامی خواب و خیال آرزویم را آشفته نمی کند. حالا یاد گرفته ام که فراموشی دوای درد همه نیامدن ها و نداشتن ها و نخواستن هاست. یاد گرفته ام که بشنوم تا "فردا".و به روی خود نیاورم که فرداها هیچوقت نمی آیند. یاد گرفته ام که از هیچ لبخندی خیال دوست داشتن به سرم نزند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمین جون فهمیدیم تو هم خیلی جذابی تو رو خدا دست از سر کچل من بردار تا کی میخوای هی منو بکوبونی به خودت؟؟؟ دلم یه بغل گریه میخواد... دلتنگم!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 3 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .