♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم فردا كور است.............لحظه ها را درياب...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا نگران باشیم؟ شاید فردا هرگز پیش نیاید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حضور مجازی من تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیهوده از من می گریزی من تیری هستم که هرگز به هدف نمی خورد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اندوه که بر روح ریشه می دواند احساس می کنی زندگی خواب پریشا نی ست که باید از آن پرید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ! اینها از من خسته اند من از اینها؛ مرا از اینها بگیر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز هم افتاده ام روی دنده نوشتن. دارم با حال، حال می کنم و با گذشته خیال.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک کلاغ از چهل کلاغم نیست. آن مترسک به کنج باغم نیست آن عصایی که یار دستم بود، روبرو حرف های بد می زد تیشه بودم که ریشه را می خواست. سنگی بودم که شیشه را می خواست در خیابان که راه افتادم، سایه ی من به من لگد می زد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .