♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که نیستی چشم هایم را آهسته می بندم و بی آنکه بوسه ای پشت پلک هایم بنشیند به خواب می روم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه میهمانان غریبی دارم این شب ها............تب...هذیان...مسکن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا نوازش کن معبد اندامم دستان تطهیر گر تو را سالهاست که به انتظار نشسته مرا نوازش کن تا چراغ چشم هایم را بیفروزم پیش پای تو ای راهب جوان مرا نوازش کن امشب در این معبد معجزه ای رخ خواهد داد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن لحظه كه دست هاي جوانم در روشنايي روز گل باران ِ سلامُ تبريكات ِ دوستان ِ نيمه رفيقم مي گذشت دلم سايه اي بود ايستاده در سرما كه شال كهنه اش را گره مي زد... (حسین پناهی)
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستام از این که هست تنها ترم می شه...می دونم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زنـــــــدگــی هـــیــــچ خــواهـــد بـــــود ، برای مــــــــن ، بدون تــــــــــــو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره می کنم برای روز مبادا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو جاده.... 60....70.....85....100....110....120.... اینجاست که میخوام درو باز کنم بپرم پایین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنان که عوض شدنشان بعید است ، عوضی شدنشان قطعی است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد، 'جزئی' از زندگی نیست درد، 'خودِ' زندگی ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی به من آموخت هیچ کس شبیه حرف هایش نیست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 2 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .