♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منتظر باران سرپا ایستادم تا سرانجام خودم به زمین رفتم... ...شکستم ...جاری شدم در غم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده بگویم،مرا توان آن نیست که بخواهم بار اینهمه دلتنگی را بر دوش قلم نگارم تنها بدان که... دوستت دارم،همین...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو مي داني كه چه شد من ماندم و اين همه سكوت ؟ چه شد كه من ماندم و اين همه دلتنگي........؟ من ماندم و اين همه سرگرداني ؟ تو می دانی چرا هر چه این نگاه میبارد، این بغض سبک نمی شود !؟ من تشنه يك فاتحه ام... مي خواني !!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من گاهی رهگذر خیالم و گاهی خیال رهگذران....به یادگار برای كسی كه نه ! برای به یادگار ماندن برای روزهای نیامده ی فردا می نویسم ! تا یادم نرود آنچه كه بودم... چیزی نیست... جز دل نوشته های من..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجيب مست كننده است رايحه بهار نارنج... وقتي چشمها را مي بندم و بو مي كشم .....مست میشوم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلم است که روي دلم مي نشيند.......گاهي وقتها كه دلم به من فرما نمي دهد مي سپارمش دست قلم... اون وقت من نيستم كه به قلم فرمان مي دهم... قلم است که روي دلم مي نشيند ... بغض مي شود ... اشك مي شود ... شوق مي شود ... عصيان مي كند و سراسر اوج مي گيرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار فرياد دل تا قلم خاموش است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز هم انگار قسمت غم ها شده ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مي دانم مرا در خودشان جاي نمي دهند..... واژه ها.....وآتشي كه بر دلم افروخته شده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
براي رسيدن به تو، از باران، درياي وجودت را طلب خواهم كرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شراب ناب می خواهم از آن هایی که تلخی اش می رود و مستی اش می ماند!... شراب ناب می خواهم از آن هایی که عطش می دهد و سیرابت نمی کند...از همان ها که چشم و گوش و زبانت را می بندد...شراب ناب می خواهم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز دست هایم را می بویم دستهایم بوی عطر تو را می دهد همیشه بوی عطرت آرامم می کند... محو می شوم در وجودت آخر عطر تو بوی دوست داشتن می دهد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 29 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .