♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دور و نزدیک من! صدف صدف آواز شو .....دریا دریا موج موج......ساحلم را موجباران کن دردم را میگیرد از آرامش آبیات ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این قرص ها چیزی نمی فهمند سیگار ها و بوسه ها حتی ... گیلاس های گیج بی تاثیر ... یا نشئه ها وُ پرسه ها حتی ...از من که دارم بی تو می میرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کورمي شد دوچشم من ايكاش ...........به نگاه شما نمي افتاد....حال با سالهای بلند من بی تو..چه کنم............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک لحظه به جای من باش و ببین می شد که تو را دید و عاشقت نشد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ربط دارد شبم به چشمانت............................ربط دارد دلم به دوری تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی وقت ها دلم میخواهد اواز بخوانم سوت بزنم لی لی کنم بپرم تا دستم به یک توت قرمز برسد توی کوچه بازی کنم دوچرخه سوار شوم و به جای باز کردن ِ در با کلید، سنگ بزنم به شیشه ... حیف! نمیشود. کودک درونم خسته شده......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوی باران همچنان از اینترنت به مشام می رسد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا ببخش که "تو" خطابت کردم...اخر انگار امشب به تو نزدیک تر شدم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار می داند به من نگاه می کند و اشک می ریزد . ماه را می گویم ! همان ماهی که حضورت را درلحظه های تنهایی تجربه کرده ، همان که شاید تورا بهتر از من فهمیده، در همان لحظه های دلتنگی و نجواهای شبانه ات....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها عجیب صحبت رفتن است . این روزها دیگر نه پاها طاقت ایستادن دارند و نه قلب ها طاقت انتظار . این روزها بارهای سفر بسته می شوند و هر انچه زینتی ست می ماند و غنیمت های ماندنی می ماند برای انجا ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی بهانه دلتنگم اما بهای دلتنگی ام سنگین تر از همیشه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قایق دلواپسی چه ناجوانمردانه ....می تازد....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 1 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .