#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
فکر کن ...شک کن ...دو دل شو پشیمون شو اما وقتی که پریدی اگه وسط راه پشیمون شدی بازی رو باختی
بیچاره آدمیت.... بعضی وقتها فک میکنم شیطان حق داشت سجده نکرد..!!
یک خطاب ...یک ییام .......
نیست......
به یادتون بودم به یاد صدفی هم بودم.. دیروز اومدم شما نبودین..صدفی هم که اصن نیومده شاکیم(همیشه باید دست پیش گرفت)
چشمانم سالهای بی شماری ورق خورد خیس و مبهوت بر تیک تاک ساعتی که حالا فرسوده است از تمام لحظه های بی سرانجامم چروک دستهایم تلنگرم می زند .... فرصت کوتاه ست
اینجا جز ظلمت هیچ ستاره ای جیغ نمی کشد ...
بیا ای ققنوس آتش افروز منم خاکستر نشینی سرد و سیاه نبض ماه هنوز در سینه ام تو بگو ! چگونه می توان دل داد به شب سیاه
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تو بگـــــــو
نگاهی به تندیس شکسته ام می اندازم دیگر نه از پاهایم نه دست هایم رمقی نمانده به خدا می نگرم خدایی که مادرم آن سالهای دور آن شب های ستاره دار نشانم میداد اما هر چه می گردم دیگر ستاره ای نمی بینم شاید خدا رفته است خدایا ! من خسته ام یا تو ...
به گمانم این ایستگاه آخر است شاید ندانی آخرین رمق عصایم در حال شکستن است و درد بر وجودم سیطره افکنده ... حالا دیگر شب ها از درد از خواب می پرم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 4 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .