♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجـــا جاییست رویایی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلاغ از روی بی غذایی در فصل زمستان گوشت تن خود را به فرزندانش می داد!پس از مدتی کلاغ فوت کرد و فرزندانش چنین جوابش دادند: خدا رو شکر، خسته شده بودیم از بس غذای تکراری خوردیم. این است حکایت زندگی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انتهای تمام جاده ها تو تصویر باریک وباریک تر میشه میدونید چرا ؟؟؟ چون اون اخر رو باید تنها رفت تنهای تنها.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چند روزی است مردمک چشمم چکه میکند... تنهایی قلب را سوراخ میکند چه برسد به مردمک چشمانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــن مــاهــی خستــه از آبــم! تــن مــی دهــم بــه تــو، تــور عــروســی غمگیــن! تــن مــی دهــم بــه عــلامــت ســوال بــزرگــی کــه در دهــانــم گیــر کــرده اســت . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرگ اگر نبود ، تا ابد دور خودمان می چرخیدیم …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اینجا از تنهایی یخ میزنم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادش بخیر… کوچک ک بودیم میخواندیم “بشکن بشکنه،بشکن من نمیشکنم،بشکن"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من رای میدهم به کسی که قول دهد تمام خیابانهای این شهر را و خاطره هایش را عوض کند!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب شعرهایمان یادت هست… تو درد می سرودی و من آیه های امید می خواندم…
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .