♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتای تنهایی یک باره میروم به رویا .... مهربانم .... هنوز هم یادت مرا رها نمیکند .... سوالی دارم .... چگونه مرا از خاطرت پاک کردی ؟ بگو .... شاید من هم توانستم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنار خودت یا خاطره هایت باید بمیرم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی آدم ته میکشه ... آدمه دیگه ! ساعت شنی نیست که سروتهش کنی ... آدم گاهی تموم میشه !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .