♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقانه هايم بوی خون گرفته اند بوی كشتار دسته جمعی بوی تنهايی قبل از مرگ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا با آهنگی كه ميخواهی دنبال كن. ديگر خودم نيستم. خواهم رقصيد دست در دستت، با چشمانی بسته...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رنگ هايم تمام شده اند بی رنگی هم بد درديست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قول داده ام بی خيال شوم. اما افسوس... نا بهنگام است اين باران!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
معجزه می كند... چشمانی كه وجودمان را می نوشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كسي مثل من هنوز خواب خوش می بيند؟ خواب بهار را... و شكستگي اين همه استخوان را ناديده مي گيرد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش خاصیت لحظه های شاد را داشتم. خاصیت طعم میوه ها "هیچ شدن"... و دیگر یاد آمدنی در کار نبود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رفته ای و بحران ِ نوشیدنِ چای بی تو در این خانه مهم ترین بحران ِ خاورمیانه است و این احمق ها هنوز سرِ نفت می جنگند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حال همه ما خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .