♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می شود تنهایی بچگی کرد تنهایی بزرگ شد تنهایی زندگی کرد تنهایی مُرد ولی قهوه ی غروب های دلگیر جمعه را که نمی شود تنهایی خورد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو آمدی که بریزی بهم جهانم را..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از جهانی که جای خالی زنده هایش هم به اندازه ی جای خالی مرده ها عمیق است می ترسم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .