♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر تنها بودم در این اتاق اگر صدای جیر جیرکها نبود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آشفتگی ِ جهان تنها اتفاقی که همیشه سر ِ موقع می افتد قرصهای خواب است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سبک نوشتاری من محدود است اگر میخواهی فراتر برود باید باشی , باشی تا بگویم تا متفاوت باشم , همه ی "من" ها میشود "ما " مخاطب عموم را کنار میگذارم ! مخاطب میشود خاص
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در رگهام دریاست ؛ من سالهاست صدای ِ ناخدایی خسته را می شنوم که کمک می خواهد. نا خدای ِ خسته ! آرام بگیر! این دود نشان ناجی نیست، سیگاریست که دارد تمام میشود.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 16 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .