♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستانت را حلقه کن دور گردنم طناب دار شو ....پیش از آنکه مثلِ ماهی ها سرم را زیر آب کنم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز در آینه تمرین لبخند می کنم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیره به نقاشیِ خدا دست رویِ دست می گذارم سکوت زندگی را....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پله هایِ برقی هم عجله ای ندارند برایِ رساندن من به قطار وقتی کسی در هیچ ایستگاهی منتظرم نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیدا نمی کند فرکانس تنهایی ام موج ِ موهایِ تو را ..بگو فانوس هایِ دریایی را روشن کنند من گم شده ام در موهایت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این هواپیما نا مهربان تر از آن است که به خاطرِ ما یک لحظه دیرتر کنده شود از زمین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب عاشقانه ها را هم خسته کرده ام ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی که دوست داری آزاد بگذار ...اما دورا دور مراقبش باش....گرگ ها در کمینند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 16 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .