اگه یه روز یه دختر داشته باشم ... به دخترم پول تو جيبي نميدم، تا يواش از پشت سرم بياد دستاشو حلقه کنه دور گردنم، موهاشم بخوره تو صورتم در ِ گوشم پچ پچ کنه بگه بابايي بهم پول ميدي ؟ داريم با بچه ها ميريم بيرون ... موهاشو بزنم کنار . ماچش کنم ، بگم برو از جيبم وردار بابايي به خاطر دخترم هم که شده ، يه روزي بابا ميشم ! ♥ ♥
نا توان شده ام در برابر روزها
! خسته تر از آنم حرفی بزنم، یا گاهی داد تا شاید کمی سبک شوم
تنهاییم هر روز پر رنگتر می شود
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت !؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 1 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .