♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستهایم برایت شعر می نویسند..چشمانم غزل غزل ترانه .... اما تو نخواهی خواند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو اگر میدونستی با دو خط نوشتن برای من دنیامو زیرو رو میکنی روزی هزار بار به اینجا سر میزدی ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در اوج دردهایم ....آرزویم تسکین دل توست ای دوست.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هست به نیست دادم ، افسوس که نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حجم ریه های تو بالاست...مرد ماهیگیر ....تو کجا و نفس گاه کوچک و معصوم یک ماهی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ماهیگیر قلاب بدست می خندید ....امروز کنار خزر ....بر چشمان باز ماهی تشنه اسیر.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو نه بوی شرجی خزر نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسكینم..... چرا صدایم كردی ؟ چرا ؟؟؟؟ !لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانم را به آسمان میدوزم....ای خزر جاودان ..... از دور چیزی نمایان میشود ابـــــــر !! خدوندا رحمان تر از تو کجا توانم یافت؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگه بی وفا بشی ...من می میرم.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 23 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .