♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صد ها بوسه مگر کافی نبود تا ستاره ها بدانند که حالا تو مال من شده ای و نباید دیگر به تو چشمک بزنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب تمام شومینه هاتان مهمان من جنگل سبز باور هایم زغالستانی بیش نبود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دو سه تا چین پیشانی ات را چینهای نگاه من هم باز نکرد حتی اگر تا چین برایت می رقصیدم باز هم نمی شکستی سنگچین یخ بسته ی غرورت را!!!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غم خوشبختی من ماجرای دوئل مداد با کاغذ بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته شده ام آخر تمام عیدها برایت ادکلن خریدم با این همه هربار که از کنارم میگذری بوی سیگارت مرا میکشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم که پیمانه های خودش راشکست غزل غزل طوفان به سلامت دریا زدم بی آنکه خاطرم باشد تو هم قایق کوچک دریای منی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام سیگارهای انتظار را کشیدم ولی تو در مه آلود دود ها خزر رفتی وعطر سکوتت آخرین هدیه ی عید من شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر این ارتفاعهای گیج مرا نمی ترساند عمریست شکسته ام...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 1 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .