هر غروب
با خود می اندشیم:
"هی فلانی!
زندگی شاید همین باشد"
اما،
اما می دانم که فردا
دیروزِ سوگواری ی امروزِ
من است و
هرگام که به سپیده،
بر می دارم
دردناکتر، در" غروب "
فرو، می ریزم!
@✔کتــ☾ــے ... روزها رفت و گذشت و در اندیشه باز آمدنت لحظهها طی شد و مرد! و نگاهم هر روز باز هم با همه شوق کوچهها را پایید مثل آن روز که میآمدی از دور... دریغ! دل من در غم هجران تو ... ......چه بگویم چه کشید...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .