#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
بهار دریچه دلم را، می زند لولای کلبه ی تنهایی ام، " خسته " است!
اسفند را دود کردم نمی آیی؟... به آتش می کشم فروردین را نمیدانی؟...
فرو می روم در تیک تاکِ ثانیه های تردید غرق می شوم گاهی!...
ناز گل پرواز پروانه شعله سوزان شمع باد باران حتی طوفان و چه اندوه بار می شود شادی سفره هفت سین بامرگ ماهی قرمز حوض که اینک اسیر گشته است در تنگ
دستت درد نکنه الان خعلی میچسبه
نوش جان...
یادم یکی بود با همین اواتار كه اسمش رو هم این طوری مینوشت {من علیرضا هستم}
بلی بلی ....
خیلی خوشحالم كه دوباره دیدمتون .کمون میکردم كه دیگه نیستین.
سپاسگزارم دوست عزیز...محبت دارید..ممنون که به یادم بودی
به ماه!؟ کجا ماه رخ تو را دارد!؟ به آب !؟ کدام آب زلالی کلام تو را دارد!؟ به خورشید!؟ خورشید کجا می تواتدغم های مرا روشن کند !؟ تو را من چه بنامم!؟
علیرضا
وحید
سحررا دوست دارم به شب وقتی تو دهنی می زند .
هنگام بارش باران در زیر یک چتر
تصویر تو درون قاب روی دیوار می زند لبخند اشک من باز ،خود شیرینی می کند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .