#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
باز کن آغوش خود را اشک دارد بی صدا پرسه در تاریکی سرد خیابان می زند
میگویند.. خدا همه جاهست ... اما نمیدانم چه حکمتی ست که هربـــــــــار میخواهم صدایش بزنم.. نگاهم به آن بالاها گره میخورد ... آنقدر بالا .... که اشکهایم از مرز صورت وگردن ، سُـر میخورند پایین و توی یقه لباس گم میشوند ....... خدایا .. کاش یکبار روبرویم مینشستی ...
ابری که عاشق زمین بود رودی که عاشق دریاچه بود برگ درختی که عاشق چمن.. بارید آبشار شد زرد شد ابرها با صدای بلند در میدان اصلی آسمان اعلام عاشقی میکنند رود ها با شور و شَر برگ ها با تغییر رنگ
همیشه جواب تمام سؤال های بی جواب بغض است و باران ...
بغضی که بی هوا ترک خورد .....
به کودکانی که مرگ را پلک می زنند دم به دم، به شبگردی که قرنهاست کوچه ها چشم به راهش تا صبح بیدارند.......
کمی گرفتاره......انشالله میاد
بهشون سلام برسونيد
يني من ميميرم واسه اون دامنت
لباس زندان بر تنم گریه می کند خط های روی صورتم کار من نبوده و نیست هر خطی که روی دیوار کشیده شده کار من بوده و هست یک روز این نقاشی دیواری به چشم می آید
برایم از آغوشت قصه بگو تا با چشمانم قهر کند خواب
در سینه ام آفتابی زندگی می کند در صدایم اما کسی نیست غروب از پنجره ها می وزد و سه تار مرده بر دیوار هنوز عاشق توست
قدم هایم سست پیشانی ام خیس و گلویم خشک و در انتها در انتها من ماندم و نگاهی پر از اضطراب
وقتی پرنده ای را معتاد میکنند
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از من نرنــــــــــج… نه مغــــــرورم نه بی #احســـــاس… فقط خســــته ام…
با خودم گفتم کاش بدانی چه قدر گران تمام شد تا سیگاری شدم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .