♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من بزرگ شده ام اما هنوز پاهایم در همان کفش های قدیمیست!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگم دلتنگ....... کسی صدای مرا میشنود؟! اوگفت بر نخواهد گشت...... پس من اینهمه زمان ....چرا رفت وبرگشت آونگ ساعت را شمردم؟!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شکوه نمیکنم ....... اما حریف دنیا نمیشوم!!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس میکنم معتادحسرت هایم شده ام!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه وقتایی دلم میخواد خدا از آسمون بیاد...بزن تو گوشم .....بگه مگه من نیستم که اشک میریزی علی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر اینروزها تنهایی دوره ام کرده!!! میان اینهمه شلوغی چه کنم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کی گفته دوستت ندارم ....این حرف هارو باور نکن .....خستم پریشونم بدم .....حال منو بدتر نکن.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش میدانستی در چشمْبهراهیِ آن مونسِ مشرقی درگاهِ اين خانه از چند دريای گريه گذشته است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دل ِ بی دست و پا و سر به زیرم را آهنگ یک موسیقی غمگین هوایی می کند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایم این کا[!]ت...... حتی به هوای حسرت خوردن گذشته ات..... عمر رفته ات...... جوانی ات....... یادم کنی میفهمی؟!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خراش خورشید علامت عجیبی ست............طاعون طلوع می کند! عجیب تر از آن، بارانی ست کز آسمان برهنه می بارد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد زخمی به دلم،از غم تنهایی هاست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .