♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حريق باد مرا سوخت سوخت آبم کرد ... نگاه کن بگذر بانو . وگرنه ، اين تو و اين پهنه پريشانی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرنده در قفس خويش فقط خواب مي بيند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبودنت ، بودنم را به مخاطره می افکند .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حریق بی هدفی تشنه ی سرابم کرد. هنوز می سوزم ، هنوز …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه ای پر شور . زندگی عاشقانه است ، صورتی از خیال .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میگویند من شاعرم از خودتان شنیدهام راست و دورغش با دریاست چه باشم ، چه نباشم باز در خواب کودکان نانآور این سرزمین خواهم گریست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای یاران ندانید که من کیستم آن هنگام بدانید که من نیستم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آفتاب از سرزمینم کوچ کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت هست ؟ ! آن روز در آن شهر پر عطر بهار نارنج را می گویم . یادت هست ؟ ! من خوب در یادم هست ؛ که چگونه در چشمان خیسم نگریستی ؛ و دروغ را از برای من ، تفسیر کردی .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شده ام آن مردی ؛ که از پس پنجره به باغ می نگرد! نه حسرتی دارم ؛ از برای فصل های از دست رفته . نه شوقی دارم ؛ از برای فصل های نیامده ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایم! دست یاری ات را به سویم بگشا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دنیا می آییم ، عکس ِ یک نفره می گیریم ! بزرگ می شویم ، عکس ِ دو نفره می گیریم ! پیر می شویم ، عکس ِ یک نفره می گیریم ... و بعد دوباره باز نیستیم ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .