♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم آب شوم درگستره افق...آنجاکه دریا به آخرمیرسد وآسمان آغاز میشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهاکه باشی ..............گاهی آرزومیکنی....... یک نفر اسمت را صدا کند!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران راسنگ هانمی فهمند!باران رادل نرم خاک درمیابد... سنگها هم روزی خاک میشوند!آن وقت میفهمند که باران چه میگوید!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من درگنگی واژه ها نیست میشوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توبگو...کجای قصه بدکردم؟کجای قصه بد بودم!!!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشکهایم روی گونه هایم سرمیخورندوبه سمت قلبم روان میشوند... چه خودخواه است این قلب همه را میخواهد........حتی اشکهایم را!!!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مجرای احساسم متراکم از بغضیست که توخالقش بودی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جاده ای که هیچ بادی نمیوزد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزهاااااااااااااااااااااا....تنهاترت میکنند............ آدم ها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها حالم همچون دایره ای میماند ...........که هیچ گوشه ای برایش دنج نیست
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .