♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت باد...... حالا به جز شب صدایی نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سفر شبانه نورها یی که می گذرند،.... و بیش از این نمی بینم .....گذشته ای تلخ ...انعکاس خاطره بر دریا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کروکی دردهای ام را اگر بکشم راهی نمی ماند جز بن بست و نه عمری برای قلم ام که همیشه دوست داشت سبز بنویسد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام شب، شاهد سایه ای هستیم در باد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آلاچیق ساحلی...... بوي تند تنباكوي ميوهاي ... و ياد تو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرمايه غرور مرا آب میكند كوه يخی كه در بغلم گر گرفته است......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .