♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازمانده ام در ایستگاه سوت و کور و حسرتی همیشه با من است؛ اینکه لنگ می زند همیشه پای کوچ کردنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حقیقتی که به آن باور دارم؛ زندگی، نوشیدن زهر دغدغه های مقدس، تا سرحد مرگ است. اللهم وفقنا لما تحب و ترضی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش ماهی در تنگی که پر از آب بود نمی مرد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تصاویر خارقالعاده از زیبایی ماهیهای مرکب با بدنهای رنگین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبخندهایم خنده هایم و قهقهه هایم لباسهای فاخری هستند که برعریانی قطره ؛ قطره اشکهایم پوشانیده ام .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرنده ای که توی تنگ بلور انداخته ای ماهی نمی شود، اما پرواز را برای همیشه از یاد می برد.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 1 روز و 16 ساعت و 34 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .