♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق شایسته ی مردانی که همیشه به دنبال دالانهایی تاریک برای در آغوش کشیدن جسمی سرد باشند نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنکه از من خواست ، قبل از قضاوت ،دو قدم با کفشهای " دیگری " راه بروم کاش، پاهای ترک خورده ام را که بارها بخاطر درک " همان دیگری " پابرهنه رفته ام می دید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش لیوان خوشبختی آدمها ،هر از گاهی پر می شد ، تا برای امیدوار کردنشان،هر بار پیشنهادی بهتر از دعوت آنها به دیدن نیمه ی پر لیوان داشتیم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی كه تركم می كردی ؛ گفتی كه از یاد ببرم ؛ هر آن چه بین مان بود ......... و من نیز اسمت را بر در و دیوار نوشتم تا خاطرم باشد كه باید ... فراموشت كنم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دنبال گمشده ای باشی ُ تمام شهر گم می شود در او..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهسته گام بردار چشمهای دنیا باز است یک اشتباه کوچکت را گاه حتی ، به پاس مهربانی هایت قابل بخشش نمی داند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی اعتنا مرا شکستی و من تنها به پایان خود می خندیدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاه باید بین فریاد و سکوت یکی را انتخاب کرد ، ومن سکوت را انتخاب کردم...سکوت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روی دیوار روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو چشــــم می کشم و دهانی که بخندد به این همه تنهایی و انتـــظار ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزها منتظر به انعکاس یک نگاه نشستم سپیده تا به شامگاه نوشتم ورق ورق تمام خاطرات روزهای بی رمق به ثبت ِ یک نشان خط خطی نهایتا به مُهر یک سلام بی جواب ودر میان این دروغهای بی حساب کشیده ام کنار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درخوابهایم هنوز تو همان مسافری ومن انگار همیشه آن به جا مانده ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشـ ـق یعنی نام تو ته- فنجان من
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 14 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .